ورود

ثبت نام / ورود

  • تلفن : 88502193 021       ایمیل :info@petroamozesh.com         
آموزش مبتنی بر ساختارگرایی

شرکت نظم پویان صنعت نوین با استفاده از آخرین نظریه ها و رویکردهای آموزشی جهان ، بهینه ترین مورد را در فرآیند آموزش دانش پژوهان به کار می گرد. یکی از رویکردهایی که نظم پویان در سیستم آموزشی با توجه به ویژگی های نفت و گاز و پتروشیمی که همواره نیاز به ارتقا علمی و عملی به همراه رفتار گرایی می باشد ، مورد استفاه قرار می دهد ، آموزش مبتنی بر ساختار گرایی است.

  • تعریف
  • الگوی تدریس ساختارگرا و ویژگی های معلم ساختارگرا
  • مراحل اجرای الگوی ساختار گرایی
  • الگوی تدریس ساختار گرایی
 ساختار گرایی، یکی از نظریه های برگرفته از نهضت فلسفی-اجتماعی پست مدرنیسم در قرن بیستم است که شامل شاخه های روانشناسی، ریاضیات، هنر، و آموزش و امور تربیتی میشود. رشد سریع و پیشرفت چشمگیر علم و دانش انسانی در سالهای اخیر، انسان امروزی را نیازمند روش ها و سیستم های نوین آموزشی برای گسترش آگاهی و همراهی با علم روز ساخته است. برای پاسخگویی به این نیاز اساسی، نظریه ساخت گرایی دیدگاه جدیدی را در زمینه آموزش مطرح میکند که جایگزین مناسبی برای سیستم سنتی به نظر میرسد.
این اصطلاح ترجمه انگلیسی واژه   Constructivism، به معنای ساختن و بنا کردن میباشد. در مبحث آموزش، ساختار گرایی بدین معناست که دانش انسان توسط خودش ساخته میشود. کسب دانش اصولاً یک جنبه فردی دارد و هر فردی به طور جداگانه آن را به دست می آورد و دانش مخصوص به خود را در ذهنش میسازد. به همین جهت، جوهر دانش را نمیتوان از کسی به دیگری انتقال داد، بلکه باید از طریق جستجو و اکتشاف بدان رسید. ساختار گرایان معتقدند انسان نمیتواند مفهوم جدید و ناشناحته ای را بیاموزد، مگر آنکه بتواند آن را با دانش پیشین خود که در ذهن دارد و از تجربیات واقعی او بدست آمده پیوند دهد. نظریه ساختارگرایی شامل شاخه ها و دیدگاه های متفاوتی میشود، اما آنچه که همه این دیدگاه ها را با هم پیوند میدهد این است که "یادگیری" فرآیندی فعالانه و خاص ذهن هر فرد است. و این فرآیند عبارت است از ساختن روابط ذهنی میان مفاهیم و تصورات از یک سو و اطلاعات و تجربیات حاصل از دنیای واقعی خارج از ذهن از سوی دیگر
گرچه ساختار گرایی نظریه تازه ای در زمینه روانشناسی تربیتی به شمار میرود، اما ریشه های تاریخی آن را میتوان در یونان باستان جستجو کرد. دیالکتیک سقراطی نمونه ای از این روش است، و هدف سقراط از گفتگو ها و مباحثه های خود رسیدن به حقیقت از طریق مطرح کردن مقدمات ساده، به چالش کشیدن باورها و اندیشه های طرف مقابل، و بیان کردن اشتباهات و تناقض های فکری او و اصلاحشان بود. از پایه گزاران نظریه ساختارگرایی مدرن میتوان به جان دیویی، ویگوتسکی، جروم برونر، دیوید آزوبل، و ژان پیاژه اشاره کرد
نظریه ی ساختن گراییبا تکیه بر روان شناسی ژان پیاژه و بهره گیری از کارهای علمی افرادی چون کنت گودمن، به صورت یک نیروی غالب در آموزش در آمد(ذوفن و لطفی پور، 1387).
فلسفه رویکرد ساختن گرایی هم در بر گیرنده نارضایتی نسبت به رویکردهای سنتی در مورد دانش است. رویکردهای فلسفی عینیت گرا براین باورند  که حقیقت و معنا وابسته به اشیاء و مستقل از ذهن آدمی هستند اما ساختن گرایان براین باورند که دانش و حقیقت خارج از ذهن نیستند و هیچ دانشی بدست نمی آید مگر اینکه توسط خود افراد و از طریق تجارب آنها ساخته شده باشد (کروتی ،1998؛ فوسنوت،1996، به نقل کوتالیل،20099(
از نظر ديويي دانش فقط از موقعيت هايي پيدا مي شود كه در آن ياد گيرندگان بايد آن را از تجارب معني دار برداشت كنند. یادگیرندگان با حفظ طوطي وار ياد نمي گيرند آنها فقط از طريق"فعاليت مستقيم"كه به موجب آن فعاليت هاي عيني با نظريه ي ممتزج مي شوند مي آموزند. مضمون نظريه ي ديويي اين است كه یادگیرندگان بايد در فعاليت هاي معني دار درگير باشند و اين موجب مي شود مفاهيمي را كه سعي مي كنند تا ياد بگيرند به كار بندند.
نظرات پياژه اساس جنبش ساختن گرايي فردي است و بر اين فرض است كه يادگيري نوعي فرآيند فعال ساخت دانش است به جاي اينكه اكتساب دانش باشد. بنابراين درچارچوب نظريه ي وي اساس و شالوده ي يادگيري اكتشاف است.
در نظر ويگوتسكي دانش ذاتا زمينه اي است و درون بافت هاي معنادار رخ مي دهد.
ون گلا سر فلد(1990)سه اصل معرفت شناختی اصلی ساختن گرایی را پیشنهاد کرده است که مطالعات اخیر اصل چهارمی را به آن افزوده است :
معرفت به صورت انفعالی انباشته نمی شود بلکه نتیجه ادراک فرد است
  1. ادراک فرآیندی انطباقی است که کارکرد آن پایدار ساختن رفتار فرد در یک محیط زندگی خاص است
  2. ادراک تجربیات فرد را سازماندهی می کند و به آن معنا می بخشد.
  3. معرفت هم در ساختهای بیولوژیکی/ نورولوژیکی و هم در تعاملات اجتماعی / فرهنگی و زبان محور ریشه دارد. ( ترجمه شیخ الاسلامی ، 1382) که این چهار اصل بنیادین مبنایی برای اصول اساسی تدریس ، یادگیری و فرآیند شناخت مطا بق با رویکرد ساختن گرایی را فراهم می کند.
 
رویکرد ساختن گرایی بر این فرض استوار است که همه ما دنیای خودمان را با طرح و تجربه های فردی خود می سازیم. در ساختن گرایی توجه اصلی این است که یادگیرنده آماده شود تا در شرایط معلوم و مبهم مشکل خود را حل کند (براندامرجل ، ترجمه شاهرودی ،1382) . ساختن گرایی را یک رویکرد یادگیری تعریف کرده که بر فعال بودن یاد گیرنده در ساختن دانش و فهم تاکید می کند (سیف،1387)
نظريه پردازان يادگيري ساختن گرا درباره ي اين كه انسان ها چگونه نظام هايي را براي فهم معني دار جهان و تجربياتشان طرح ريزي مي كنند تحقيق و نظريه پردازي مي كنند.
در مفهوم عام آن انديشه هاي نظريه پردازان و محققان تعليم و تربيت از جمله ديويي، ژان پيازه، ويگوتسكي، برونر و... بر توسعه ي انواع متفاوت ساختن گرايي فردي و اجتماعي تاثير گذاشته است.
این نظریه اشاره بر آن دارد که یادگیرنده دانش را برای خودش و توسط خودش می سازد هر فراگیر گاه به طور جمعی و گاه به صورت انفرادی معانی را می سازد. او یاد می گیرد که ایجاد مفاهیم همان یادگیری است و نمی توان این یادگیری را به روش دیگر به دست آورد. توجه به این نظریه دو دیدگاه را حاصل کرده است:
  1. یاددهنده روی افکار فراگیر پیرامون یادگیری متمرکز شود نه صرفاٌ روی موضوع و مبحث تدریس
  2. هیچ دانشی سوای از تجارب فراگیر وجود ندارد (دانش به وسیله یادگیرنده یا اشتراک معانی توسط فراگیران ساخته شده است.) تجارب با استفاده از دانش ، به یک مدل عملی با پشتوانه علمی تبدیل می شود.
 می توان گفت نکته دوم مهم تر و مقدم تر است. زیرا به رغم اینکه آن ظهوری آشکار تر دارد اما موقعیتی است که به وسیله خود افراد به منظور تعمق دانش به کار می رود. اگر ما نظریه ساختار گرا را پذیرا باشیم. به این معناست که ما مجبور خواهیم بود از دیدگاه های افلاطونی و همه دیدگاه های دیگر دست بکشیم.
 طبق نظریه ساختار گرایی، همچنان که فیلسوف واقع گرای یونانی، افلاطون، نیز اشاره میکند، واقعیت آنچه که در جهان بیرون و خارج از ذهن انسان اتفاق می افتد نیست، بلکه واقعیت به آن مفاهیمی اطلاق میشود که انسان از این جهان خارجی در ذهن خود میسازد. برای آموختن هر چیزی، انسانها تنها نیاز دارند که در ذهن خود بدان معنا ببخشند. بنابر این، در تدریس به جای تحمیل کردن تعدادی مفاهیم و تعریف های نظری و از پیش آماده شده و حل مسائل تکراری، باید راه ساختن مفاهیم در ذهن فراگیرنده را به او آموزش داد. همچنین فراگیرنده باید بیاموزد چگونه میان آن مفاهیم و دنیای واقعی ارتباط برقرار کند. بر این اساس، نقش معلم در فرآیند آموزش به کلی تغییر میکند. وظیفه معلم ساخت گرا، به جای طراحی و تهیه مواد خام درسی، تهیه و طراحی روش آموزش آن مواد است. معلم هرگز نباید با تلقین معلومات و دانش خود، ذهن دانش آموزان را به یک جهت مشخص بکشاند، بلکه تنها مقدمات و وسایل یادگیری و همچنین منابع اولیه لازم را فراهم میکند تا دانش آموز خود مسیر فکری خود را تشخیص داده و دنبال کند. در واقع نقش معلم در سیستم ساختار گرایی، نقش یک هدایتگر فعال و تسهیل کننده فرآیند یادگیری را دارد.
 به طور کلی 5 مرحله اصلی برای اجرای الگوی ساختار گرایی در نظر گرفته میشود. برخی به این 5 مرحله عنوان E5 میدهند، چون نام هر مرحله با حرف E آغاز میشود. این مراحل عبارتند از درگیر کردن، کاوش، شرح و توصیف، گسترش، و ارزشیابی
  1. درگیر کردن یا انگیزشElaboration: از آنجایی که برای انجام هر کاری، داشتن انگیزه مهمترین نقش را در پیشبرد انسان به سوی هدف دارد، در آموزش نیز ایجاد انگیزه نخستین گام برای یادگیری دانش آموز است. وظیفه معلم در این مرحله برانگیختن کنجکاوی و توجه دانش آموزان است؛ طرح یک معما، تعریف کردن یک داستان ناتمام، نشان دادن عکس یا فیلم، اجرای مطالب درس در قالب نمایشی کوتاه، و بازی های فکری، راه هایی برای جلب توجه دانش آموزان هستند
  2. اکتشاف یا کاوش Exploration : پس از آنکه فضای کلاس به اندازه کافی جذاب شد، دانش آموزان به طور مستقیم به مشاهده و بررسی موضوع درس میپردازند. در این مرحله معلم تلاش میکند توجه دانش آموزان را با طرح پرسش های تفکر برانگیز به سوی یک چارچوب دقیق و هدفمند فکری سوق دهد، اما هرگز نباید پاسخ مستقیمی به پرسش های دانش آموزان بدهد. همچنین، توصیه میشود که دانش آموزان به چند گروه تقسیم شوند تا علاوه بر استفاده از اندیشه های یکدیگر، دنبال کردن هدف از طریق افراد گروه را به جای تک روی بیاموزند و تمرین کنند. در این مرحله ابزار و وسایل مربوط به درس در اختیار دانش آموزان قرار گرفته و از آنها خواسته میشود با استفاده از آنها آزمایش کنند، مشاهده کنند، و مفاهیم درس را به طور عملی تجربه کنند.
  3. توضیح و تشریحExplanation: معلم در این مرحله از دانش آموزان میخواهد که مشاهده ها و آموخته هایشان را در اختیار یکدیگر قرار داده و برای آنها توضیح منطقی پیدا کنند. معمولاً در کارهای گروهی، از هر گروه یک نفر برای یادداشت مشاهدات و نکات مهمی که سایر اعضای گروه مطرح میکنند انتخاب میشود
  4. گسترشExtension : پس از شنیدن نظرات و ایده های همه گروه ها، معلم باید افکار و استدلال های نادرست را مشخص کند و مفاهیم درست علمی را جایگزینشان کند. این مطالب درست نباید از طریق توضیح مستقیم به دانش پژوهان تفهیم شود. یک معلم ساخت گرا مطالب را تنها "القا" میکند. همچنین معلم میتواند به توضیح عمیقتر و عنوان کردن مثال های بیشتر برای روشن کردن هر چه بیشتر درس بپردازد. در این مرحله حل تمرین ها و مسائل مربوط به درس انجام میشود.
  5. ارزشیابی Evaluation : هدف از این مرحله آن است که دانش آموز از میزان پیشرفت سطح علمی خود آگاه شود. از این رو، بر خلاف روش قدیمی ارزشیابی معلم، این کار توسط خود دانش آموز صورت میپذیرد. میتوان از هر گروه خواست که گزارش کار خود را نوشته و سپس آن را بررسی کنند (خود ارزیابی)، و یا اینکه گزارش ها بین گروه های مختلف پخش شود و هر گروه گزارش گروه دیگر را ارزیابی کند (دگر ارزیابی). استفاده از چک لیست های مشاهده، گفتگو و نظرخواهی از دانش آموزان در مورد فعالیت های یکدیگر، و تهیه پورت فولیوی خاص برای فعالیت های هر دانش اموز در طول دوره آموزش، میتواند به ارزشیابی بهتر تغییرات فکری و علمی دانش آموزان کمک کند.
  1. ساخت گرایان می گویند ذهن اساس و ابزار تعبیر و تفسیر رخدادها، اشیاء و چشم اندازهای جهانی است.
  2. انسان ها می توانند هر چیزی را بیاموزند به شرط آن که بتوانند آن ها را در ذهن خود معنا دار سازند.
  3. یادگیرندگان به کمک یاددهنده اندیشه های خود را پیراسته می کنند و مهارت هایشان را بهبود می بخشند.
  4. انسان ها بر اساس ساخته ای ذهنی خود که باورها .اعتقادات و دانش آن ها را در بر می گیرد به تفسیر هستی می پردازند.
  5. ساخت گرایان بر این باورند که واقعیت به مفاهیمی گفته می شوند که شخص آن ها را از جهان دریافته است.
  6. در تدریس تاکید بر تعامل بین یادگیرنده و آینده او باشد نه بر ایجاد کنش و واکنش بین یادگیرنده و گذشته.
یادگیرندگان اطلاعات را در زمینه تجارب خود تفسیر می کنند. تفسیر آنان هر چه باشد مسیری فرد گرایانه دارد. لازم به یادآوری است که مواد آموزشی که یاددهنده به صورت عینی برای یادگیری طراحی می کند دانش پژوهان آن ها را در قالب تجارب و دانسته های خود تفسیر خواهند کرد و متناسب با نیاز زمینه ها و علاقه شخصی به ساختن معنای ویژه خواهند پرداخت .
ساخت گرایان توصیه می کنند که به جای تلاش برای مجسم کردن ساختی از یک واقعیت بیرونی برای یادگیرندگان باید به آن ها کمک کرد تا خود به تجسم معناداری از دنیای بیرونی دست یابند.
 
نتیجه گیری:
به طور خلاصه ساختار گرایی الگویی است که به قصد توصیف یادگیری ایجاد شده است. این الگو بیان می دارد که:
 
  1. دانش آموزان در هنگامی که فرایند یادگیری فعال باشد یاد می گیرند.
  2. فرایند یادگیری فرایند درک و فهم است. یادگیری از طریق انتقال صورت نمی گیرد بلکه از طریق تفسیر یافته ها انجام می شود.
  3. تفسیر یافته ها همیشه تحت تاثیر دانش پیشین قرار دارد.
  4. تفسیر یافته ها از طریق روش های آموزشی که دانش آموزان را به مباحثه در مورد نظریات یکدیگر وادار می کند پشتیبانی می شود.
 
بر حسب دیدگاه های متفاوتی که در مورد ساختار گرایی وجود دارد بعضی از مربیان فقط به استفاده از این الگو به مثابه یکی از مبانی و اصول بهبود روش های تدریس بسنده می کنند و بعضی دیگر همچون گلاسترفلد برای آن حیطه ای بسیار گسترده قایلند. او می گویددر ساختار گرایی نکات و مسایلی اساسی و بنیادین درباره معرفت شناسی و هستی شناسی وجود دارد .با آن که می توان از این الگو در عمل استفاده کرد فکر نمی کنم که بدون در نظر گرفتن چار چوب فلسفی پشتیبان آن بتوان از تمام توان آن بهره گرفت.
 

شرکت نظم پویان صنعت نوین از سال 1379 با هدف ارائه خدمات مديريتي و آموزشی به  صنايع نفت ، گاز و پتروشيمي با به كارگيري متخصصانی كه بيش از دو دهه  تجربه از  مهارت ، دانش و بینش لازم و کافی برخوردارند در زمینه های مختلف و با روش های منحصر به فرد و بروز در خدمت مشتریان و کارفرمایان می باشد..

آدرس:
ایران، تهران، خیابان سهروردی شمالی، خیابان خرمشهر، پلاک 5، طبقه 4
تلفن:
88502193 021
88502194 021

توسعه و طراحی بوسیله پافکوPAFCO